X
تبلیغات
خوشا آنان که با شهادت رفتند

خوشا آنان که با شهادت رفتند

[ یکشنبه هفدهم دی 1391 ] [ 21:17 ] [ ستاره ] [ ]
کلییپ

پس از مرگ ، نجات ابدیت 4

در لینک زیر ببینیدکلیپ پس از مرگ ، نجات ابدیت 4

[ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ] [ 17:53 ] [ ستاره ] [ ]

[ دوشنبه نوزدهم تیر 1391 ] [ 22:9 ] [ ستاره ] [ ]

زنده بودن" حرکتی افقی است از گهواره تا گور!

ولی "زندگی کردن" حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان!


[ شنبه دهم تیر 1391 ] [ 18:47 ] [ ستاره ] [ ]
۱٫ بالاترين نيكي ها
قال رسول الله صلي الله عليه و آله :
فوق كل ذي بر بر حتي يقتل في سبيل الله فاذا قتل في سبيل الله فليس فوقه بر.
رسول خدا(ص) مي فرمايد :
بالاتر از هر كار خيري، خير و نيكي ديگري است تا آنكه فردي در راه خدا كشته شود، و بالاتر از كشته شدن در راه خدا خير و نيكي نيست.
وسائل الشيعه، ج۱۱، ص۱۰، حديث ۲۱



۲٫ برترين مرگها
قال رسول الله صلي الله عليه و آله :
اشرف الموت قتل الشهاده
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود :
شهادت برترين مرگهاست.
بحارالانوار، ج۶۷، ص۸، حديث۴



۳٫ مرگ برتر
قال امير المومنين عليه السلام :
ان الموت طالب حثيت لايفوته المقيم و لا يعجزه الهارب ان اكرم الموت القتل.
حضرت علي عليه السلام فرمود :
مرگ، با شتاب و تعقيب كننده است((همه را دريابد)) نه ماندگان از دست برهند و نه فراريان او را بازدارند، گرامي ترين مرگ، كشته شدن است.
نهج البلاغه، خطبه۱۲۳


۴٫ برترين قتل شهادت است
قال رسول الله صلي الله عليه و آله
اشرف القتل قتل الشهدآء.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود :
والاترين قتل، كشته شدن شهيدان است.
نهج الفصاحه، ص۶۶۸

۵٫ هزار ضربه شمشير به از مرگ در بستر
قال امير المومنين عليه السلام :
و الذي نفس ابن ابي ابيطالب بيده لالف ضربه بالسيف اهون علي من ميته علي الفراش.
حضرت علي عليه السلام فرمود :
قسم به كسيكه جان فرزند ابيطالب در دست اوست، هزار ضربه شمشير بر من آسانتر از مرگ در بستر است.
بحار الانوار، ج۹۷، ص۴۰، حديث۴۴


۶٫شهادت، نه مرگ در بستر
قال امير المومنين عليه السلام :
ايها الناس ان الموت لا يفوته المقيم و لايعجزه الهارب ليس عن الموت محيص و من لم يمت يقتل و ان افضل الموت القتل، والذي نفسي بيده لالف ضربه بالسيف اهون علي من ميته علي فراش.
حضرت علي عليه السلام فرمود :
اي مردم همانا ايستادگان و فراريان را از مرگ گريزي نيست و هر كس به مرگ طبيعي نميرد كشته مي شود و شهادت بهترين مرگ است و سوگند به خدايي كه جانم در دست اوست، هزار ضربه شمشير آسانتر است بر من از مرگ در بستر.
وسائل الشيعه، ج۱۱، ص۸، حديث۱۲


۷٫ شهادت كرامت است
قال السجاد عليه السلام :
القتل لنا عاده و كرامتنا الشهاده.
حضرت امام سجاد عليه السلام فرمود :
كشته شدن عادت ما و شهادت كرامت ماست.
بحار الانوار، ج۴۵، حديث۱۱۸

۸٫ شهادت آرزوي اولياء
قال رسول الله صلي الله عليه و آله :
والذي نفسي بيده ((لولا ان رجالا من المومنين لاتطيب انفسهم)) لوددت اني اقتل في سبيل الله، ثم احيا ثم اقتل ثم احيا ثم اقتل، ثم احيا ثم اقتل.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود :
قسم به آنكه جانم به دست اوست((اگر نبود اينكه جمعي از مومنين خوش ندارند)) دوست داشتم كه در راه خدا نه يكبار و دوبار، كه چندين بار زنده گشته و بار ديگر كشته گردم.
صحيح بخاري، ج۴، ص۲۱، باب تمني الشهاده


۹٫ روزي شهادت
قال امير المومنين عليه السلام :
من دعائه عليه السلام لمّا عزم علي لقا القوم بصفّين :
اللّهم ربّ السّقف المرفوع … ان اظهرتنا علي عدونا فجنّبنا البغي و سدّدنا للحق و ان اظهرتهم علينا فارزقنا الشَّهاده و اعصمنا الفتنه.
حضرت علي عليه السلام فرمود :
خدايا، اي پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پيروز گرداندي، از ستم و تجاوز دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پيروز شدند، شهادت را روزيمان فرما و از فتنه بازمان دار.
نهج البلاغه، خطبه۱۷۰



۱۰٫ فرجام سعادت و شهادت
عن امير المونين عليه السلام :
و انا اسال الله بسعه رحمته و عظيم قدرته علي اعطاء كل رغبه … ان يختم لي و لك بالّسعاده و الشّهاده.
حضرت علي عليه السلام در پايان عهدنامه خود به مالك اشتر نوشت :
من از خدا به گشايش رحمت و بزرگي قدرتش(بر آنكه هر چه بخواهد عطا مي كند) مي خواهم كه پايان زندگي من و تو را به نيكبختي و شهادت قرار دهد.
نهج البلاغه نامه۵۳


۱۱٫شهادت در راه خدا
دعا امير المومنين عليه السلام لهاشم بن عتبه فقال :
اللّهم ارزقه الشّهاده في سبيلك و المرافقه لنبيّك.
حضرت علي عليه السلام در دعاي خود به هاشم بن عتبه فرمودند :
خداوندا، شهادت در راهت را و همراهي با پيامبرت را به او روزي كن.
نهج السّعاده، ج۲، ص۱۰۸

۱۲٫همسايگي با شهدا
قال امير المومنين عليه السلام :
… نسال الله منازل الشهداء و معايشه السّعداء و مرافقه الانبياء.
حضرت امام علي عليه السلام فرمود :
از خداوند جايگاه شهيدان و زندگي با سعادتمندان و همراهي با پيامبران را طلب مي كنم.
نهج البلاغه، خطبه۲۳

[ جمعه دوم تیر 1391 ] [ 22:24 ] [ ستاره ] [ ]

کاش بودید!
چفیه‏های خون آلود، بر شط آرامش پل بسته‏اند. در لایه‏های زیرین هستی، غوغایی است. قسم به نام سرخ شهادت که پس از جنگ، راهی که شما به خون گلو پیموده‏اید، به خون دل می‏رویم. ما هر روز، در راه مولای شهیدان روی زمین، فلسفه می‏خوانیم و هر شام، عده‏ای پشت سیم‏خاردار ابتذال گیر می‏کنند. هر روز، روز شماست؛ کاش بودید!


[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 17:40 ] [ ستاره ] [ ]
 بغض‏های حقیر ما، روبه‏روی تصاویر گلگون شما سرریز می‏شود و راه را برای کلام می‏بندد؛ با شما شقایق‏هایم. از شما چه باید گفت و چه باید نوشت؟
واژه‏های خاکسترگونه ما، فقط بلدند روبه‏روی شما ضجه بزنند. اما کاش می‏دانستند که یاد شما حرکت است؛ حرکتی برای بهبودی وضعِ «بودن». چه باید گفت که شما حنجره‏های خود را عبور دادید تا آن سوی مرزهای تکبیر، آن سوی مرزهای ندیدن؛ جایی که واژه‏ای یافت نمی‏شود تا شما را با آن ستود. اصلاً شما که برای تحسین برانگیزی قلم‏های ما بوسه بر عطر پرواز نزدید!
هر روز و هر شب، خاکریزها، با اشک‏ها و دعاهایتان گره می‏خورد.
شما، درشتناکی شب را با تکبیرهای فاتحانه‏تان درهم می‏شکستید و روزهای سنگر را سپیدتر از بال‏های کبوتران می‏کردید.
ما مانده‏ایم و یاد شما
بدا به حال ما، اگر یاد شما را زندگی ما قاب نگیرد. اینجا فراوانند داغ‏های کمرشکن و زخم‏هایی که شما مرهمشان هستید؛ شما را می‏گویم که نگاهتان رفت و در جهت قبله پروانه‏ها خانه کرد.
وقتی دست نوشته‏های شما خوانده می‏شود، در می‏یابیم که شما نام دیگر خورشیدید و قرابتی نزدیک با خود عشق دارید.
وقتی وصیت‏نامه‏های شما را می‏خوانند، تازه می‏فهمیم چرا با عزم آخرین نفر از شما، آسمان چمدان خود را بست و کوچید تا بر شرم خویش نیفزوده باشد. وقتی عکس شما را در ذهن خویش ورق می‏زنیم، تازه می‏فهمیم که عکس‏های تک تک شما اشاره می‏کرده است به بهترین فصل حیات و ما غافل بودیم. حال ما مانده‏ایم و دستانی که به دیواره‏های قفس می‏خورد. ما مانده‏ایم و نام جاوید شما که از لمس رهایی، خنده می‏زند. ما مانده‏ایم و موسم یاد شما که روزهای ما را ترمیم می‏کند.

بوسه بر عطر پرواز
محمدکاظم بدرالدین

[ جمعه نوزدهم خرداد 1391 ] [ 22:58 ] [ ستاره ] [ ]
 ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لكن لا تشعرون

ترجمه: آنان را كه در راه خدا كشته می شوند، مرده می خوانید آن ها زنده اند و شما درنمی یابید.

سوره محمد (ص) آیات  5،4 و6

 والذین قتلوا فی سبیل الله فلن یضل اعمالهم

ترجمه:و آنان كه در راه خدا كشته شدند اعمالشان را باطل نمی كند

سیهدیهم و یصلح بالهم

ترجمه: زود است كه هدایتشان كند و كارهایشان را به صلاح آورد

وید خلهم الجنة عرفها لهم

ترجمه: و به بهشتی كه بر ایشان وصف كرده است داخلشان سازد.

سوره توبه آیه 111

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقا فی التوریة و الانجیل و القرآن و من او فی بعهده من الله فاستبشرواببیعكم الذی با یعتم به و ذلك هم الفوز العظیم

ترجمه: خدا از مومنان جان ها و مال هایشان را خرید، تا بهشت از آنان باشد در راه خدا جنگمی كنند چه بكشند چه كشته شوند وعده ای كه خدا در تورات و انجیل و قرآن داده است به حقبه عهده اوست و چه كسی بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد كرد بدین خرید و فروخت كهكرده اید شاد باشید كه كام یابی بزرگ است.

احزاب آیه 23

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

ترجمه: از مومنان مردانی هستند كه به پیمانی كه با خدا بسته بودند وفا كردند بعضی بر سرپیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راهند و هیچ پیمان خود دگرگون نكرده اند.

سوره صف آیه 11

تو منون باالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله بالموالكم و انفسكم ذ لكم خیر لكم ان كنتم تعلمون

ترجمه: به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و در راه خدا با جان و مال خویش جهاد كنید و این برای شما بهتر است اگر دانا باشید.

سوره آل عمران آیه 171

 یستبشرون بنعمة من الله و فضل و ان الله لا یضییع اجرالمومنین

ترجمه: آنان (شهدا) را مژده نعمت و فضل خدا می دهند و خدا پاداش مومنان را تباه نمی كند.

سوره آل عمران آیه 170

فرحین بما اتاهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون

ترجمه : از فضیلتی كه خدا نصیبشان كرده است شادمانند و به آن ها كه در پی شان هستند وهنوز به آن ها نپیوسته اند بشارت می دهند كه بیمی بر آن ها نیست و اندوهگین نشوند.

سوره حج آیه 58

 والذین هاجروا فی سبیل الله ثم قتلوا اوماتوا لیرزقنهم رزقاً حسناً و ان الله لهو خیرالرازقین

ترجمه: و كسانی كه در راه خدا جهاد كردند یا مهاجرت كردند سپس كشته شدند یا خود مردندخدا به رزقی نیكو روزی می دهد زیرا خدا بهترین روزی دهندگان است.

سوره آل عمران آیه 169

 ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون

ترجمه: کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشانبه ایشان روزی می دهند.

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:57 ] [ ستاره ] [ ]
باز باران با ترانه
میخورد بر بام خانه
یادم آمد كربلا را،
دشت پرشور و بلا را،
گردش یك ظهر غمگین،
گرم و خونین،
لرزش طفلان نالان،
زیر تیغ و نیزه ها را،
با صدای گریه های كودكانه
وندرین صحرای سوزان،
میدود طفلی سه ساله
پر زناله ، دلشكسته ، پای خسته
باز باران ، قطره قطره،
میچكد از چوب محمل،
آخ باران
کی بباری برتن عطشان یاران
ترکنند از آن گلو را

آخ باران .. آخ باران 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:46 ] [ ستاره ] [ ]
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 23:3 ] [ ستاره ] [ ]
[ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ] [ 16:55 ] [ ستاره ] [ ]
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 0:30 ] [ ستاره ] [ ]
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 0:29 ] [ ستاره ] [ ]
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 0:29 ] [ ستاره ] [ ]
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 22:57 ] [ ستاره ] [ ]
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 21:45 ] [ ستاره ] [ ]

 
[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 20:45 ] [ ستاره ] [ ]

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 20:42 ] [ ستاره ] [ ]
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 21:51 ] [ ستاره ] [ ]
علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:

در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت كرد.

این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏كرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.

 

هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

 

دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.

 

پرسیدند چرا این طور شده‏ای؟

در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.

 

تا این كه پرسیدند: امام تو كیست؟

آن مرد محترم كه در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»

در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏كشید.

من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع كه می‏بینید كه همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

 

مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏كرد و آن شخصی كه همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا كرد. 

ـــــــــــــــــــــــــ

علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی، معادشناسی، ج 3، ص 110.

  
  
 
 
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 21:37 ] [ ستاره ] [ ]

آنروزها که شهدای گمنام دل تنگی خودشان را با زمزمزهای عارفانه و درخلوت با پروردگار، در میان سنگرهای کوچک ودرزیر آتش گلوله های دشمن بعثی به منصه ظهور می گذاشتند تصور نمی کردم که روزی باید درباره گمنامی فاتح خوبیها وصلابت همچون کوه آنها با زبان شعر سخنی گویم اما این غزل را به یاد همه شهدای گمنام و تقدیم به  دوستداران ورهروان آنها می نمایم.
ای فاتح خوبیها گمنام تویی یامن؟
شوریده دل شیدا گمنام تویی یامن؟
برگشتی ازآغوش خاموش بیابانها
کردی به دل ما جا گمنام تویی یا من؟
یک کوه صلابت بود ، تابوت تو بردوشم
هم وزن شقایقها گمنام تویی یا من؟
درعاشقی ومستی صد گونه خطر کردی
دریا دل بی پروا گمنام تویی یامن؟
من درقفس خویشم ، درفکرپس وپیشم
تا فارغی ازاینها گمنام تویی یامن؟
من همنفس درد و اندیشه بیمارم
تو هم سخن زهرا گمنام تویی یامن؟
از آبروی نامت برمحو گناهنم
شد روزنه ای پیدا گمنام تویی یامن ؟

التماس دعا حسین بادروج

[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 21:10 ] [ ستاره ] [ ]
و اینبار باز هم شلمچه، شلمچه گویی خانه ی وصل عاشقان نور بود، زمین نبود، آسمان بود، بسیجیان عاشقان ولایت بار دیگر در معبرمین، بال گشودند و به طلعت ازلی شتافتند. طلعتی که در آتش و خون شکل می گرفت، اما در حقیقت در کربلا معنا می یافت. در حزن غروب شفق، درعهدی که پروانه ها در عشق بسته بودند، در پیامی جاودانه با آینه حق آشکار شدند تا بقا را در فنا به نمایش در آوردند ، اینجا زمین معبر شمع است و نور سرمدی آن، همان نوری است که از عاشورا تا ابد، عاشق با معشوق بسته است.

فدایتان شوم، چون خورشید در آسمان شب برآمدید، آینه ی دلتان شفاف بود و زلال و روشنی دلتان در قدمگاهی مقدس گسترده شد اینک دوباره به دیدار شما آمده ایم، پیکرهای پاکتان سرشار از جراحت بود، میدانم برای رسیدن به یار باید گلگون شد، زیبا شد، معطر شد، رسیدن به وصال حق، خون میخواهد و خون شما همچون نور جاری است تا منظومه شقایقها با خون شما در بهار دل انگیز عشق بشکفد، انگار به سوی معبود بال گشودید.
شهید، ای وصی امام عاشق ، آنان که معنای "ولایت" را نمی دانند ، در کار شما سخت درمانده اند. اما شما چه خوب دانستید که سرچشمه اطاعت و تسلیم در کجاست. چقدر دلمان برایتان تنگ شده است، کاش میتوانستیم سخت در آغوشتان بگیریم و سر بر شانه تان بگذاریم و بگرییم، نگاهتان را دنبال کردیم و جز ولایت چیزی نیافتیم. می پنداشیم که بازمانده ایم از صبح و از قافله، اما وقتی به سیمای خورشید گونه اش نگریستیم، دلهایمان که سرشار از بغضی پنهان بود، آرام گرفت، چشمان شما را در نگاه باقی او جستیم و کلامتان را در فیضی ازلی درسخنان حکیمانه ی او یافتیم، رهبر فرزانه انقلاب، در صراحت صبح چه زیبا سخن گفت و ما نگران از اینکه گوش نامحرمان نشنود به دورش حلقه زدیم و میعاد بستیم که بر پیمانی که شما با او بسته بودید وفاداریم. از شنیدن کلامش اشک از چشمان جاری می شد اما فرو نمی ریخت و در جلوه ای از نور، آسمانی می شد. همان نوری که مبدا ازلی عالم و آدم و مقصد ابدی آن در بی قراری عهد ابدی میثاق با امام عاشقان است.
رهبر عزیز، ما طلعت عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم. لبخند شما شفقت صبح را دارد و شب انزوای ما را می شکند. سر و جان ما فدای شما که وصی عشق هستید و تا جان داریم در کنار شما باقی خواهیم ماند.
پ.ن.
۱- رهبر انقلاب: همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری کردند ، وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد.
تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستکبر سرخم نکنند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.
۲-گل واژه های این مطلب از شهید آوینی است.

[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 16:59 ] [ ستاره ] [ ]
درباره وبلاگ

بیاد شهدای گمنام!!! برای بچه های تفحص و برای آنهایی ک هبه دنبال گمشده ی خود می گردند هیچ لحظه ای زیباتر از لحظه ی کشف پیکر شهید نیست. اما زیباتر از آن لحظه ای است که زیر نور آفتاب یا چراغ قوه پلاکی بدرخشد. در طلاییه وقتی زمین را می شکافتیم پیکر مطهر شهیدی نمایان شد که همراه او یک دفتر قطور اما کوچک بود ؛ شبیه دفتری که بیشتر مداحان از آن استفاده می کنند. برگ های دفتر به خاطر گل گرفتگی به هم چسبیده بود و باز نمی شد . آن را پاک کردم . به سختی بازش کردم بالای اولین صفحه اش نوشته بود: عمه بیا گمشده پیدا شده!